۱۳۹۲ مرداد ۲۰, یکشنبه

گفتگو پیرامون من سبز می شوم... و منظومه ی حسنک/ رادیو زمانه/ یک جور هم زیستی بی هراس...

... من اقلیت همجنسگرا را در این معرکه، مقصر نمی دانم. اقلیت های جنسی، مذهبی و فکری در اینجا با یک جور خشونتی طرف هستند که در این دوره ی تاریخی کم نظیر است. من به هر کس که نخواهد طرف این خشونت باشد، حق می دهم. گیرم خودم روش دیگری برای زندگی انتخاب کرده ام، اما هرگز متوقع نیستم که دیگران هم مثل من زندگی کنند؛ منی که انگار عقل از سرم پریده. منظورم این بود که یک همجنسگرا با وجوه دیگرش هم می تواند وارد اجتماع شود. نباید اجازه دهد که یک وجه از وجوه او، منزوی و منفعل اش کند. اگر نمی شود با گرایش جنسی که وجه تفاوت میان او و جامعه است، وارد شد، می تواند با وجوه دیگرش که مشابهت دارد با اکثریت، در اجتماع ظاهر شود و نفش بگیرد. نباید به سبب خشونتی که در قبال یکی از وجوه اش دریافت می کند، دیگر دست به چیزی نبرد و ترسیده و نگران خود را پنهان کند. اگر بین این مردمی که گرفتار چرخه ی خشونت و دیگری انگاری هستند، نمی تواند کاری کند و خودی نشان بدهد، باید بتواند خودش را به کسانی خارج از این مرزها معرفی کند و بشناساند. باید بتواند شکل دیگری از خود را به همه نشان بدهد. باید بداند و به همه بفهماند که غیر از همجنسگرا بودن، وجوه دیگری هم در او هست...

ادامه در:


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر