حسن زرهی ــ از خواندن رمان «من سبز می شوم میوه می دهم؛ انجیر» پیام فیلی که یکی از صمیمانه ترین کارهائی ست که این روزها خوانده ام، فارغ نمی شوم. فکر می کنم در جهان ادبیات به زبان فارسی دارد وقایع خوبی رخ می دهد. پیام فیلی را نمی شناختم، اما حالا می شناسم. به زبان زیادی شاعرانه اش در رمان روی خوش نشان نمی دهم.
اگر توان او در داستان نویسی نبود بی گمان مزاحمت های ادبی زبان را طاقت نمی آوردم، اما پیام نویسنده است؛ همه ی حسن و عیب های نویسندگان را هم دارد. حسن بزرگش اما صمیمیتی است که در کارش موج می زند و حتی مانع می شود که تو از زبان شاعرانه او دلگیر شوی و نثری را که قصوی نیست اما ازش قصه خلق می شود عیب کار او بدانی. انگار او خود از اندوه ابدی لاک پشت ها بهره ها دارد و علاقه اش به آفتاب بعد از ظهر از همانجا سر چشمه می گیرد. مریم رئیس دانا با پیام فیلی گفت و گوئی کرده که بیشتر به رمان تازه او”من سبز می شوم میوه می دهم انجیر” مربوط است. از پیام فیلی و مریم رئیس دانا که این گفت و گو را برای انتشار به شهروند دادند سپاس گزاریم. با هم گفت و گو را می خوانیم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر