زهرا باقری شاد ــ پیام فیلی با نوشتن «من سبز می شوم...» به عنوان نویسنده ای شناخته شد که در ادبیات اش به همجنسگرایی هم می پردازد. او در کارهای دیگر خود نیز در این مسیر حرکت کرد و «منظومه ی حسنک» را با اتکا به همین ادبیات نوشت. این نویسنده ی جوان به دوران معاصر تعلق دارد٬ به زمانی که در آن کمتر می توان در ادبیات داستانی فارسیاشاراتی به مبحث همجنسگرایی یافت. از این رو شاید بتوان پیام فیلی را دنباله رو شاعران و نویسندگان کلاسیک ادبیات فارسی دانست چرا که همجنسگرایی به عنوان یک پدیده در ادبیاتی که او ارائه می دهد٬ به همان اندازه طبیعی و عادی به نظر می رسد که در آثار بسیاری از شاعران و نویسندگان ادبیات کلاسیک فارسی وجود داشت.
او اصراری ندارد از همجنسگرایی یک «مسئله» بسازد. در رمان «من سبز می شوم...» به غیر از ورودی رمان که در آن به شکل اغراق آمیزی به همجنسگرا بودن شخصیت داستان اشاره می شود٬ هیچ گونه پرداخت اغراق آمیز دیگری از همجنسگرایی وجود ندارد. در این رمان می خوانیم؛ من بیست و یک سال دارم. من همجنسگرا هستم. من آفتاب بعد از ظهر را دوست دارم... و سپس با داستان زندگی این همجنسگرای بیست و یک ساله رو به رو می شویم که مثل داستان زندگی بسیاری از آدم ها فراز و نشیب های خاص خودش را دارد.
در مصاحبه ای که در ادامه می خوانید با او درباره ی نوع برخوردی که با «همجنسگرایی» در ادبیات داستانی اش داشته گفتگو کردم.
ادامه در؛